انگارش دیدگان : 80006

گنج ما

قفسه‌ی هنر

یکشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1389

تو مشغول مردنت بودی

بعضی روزها نسبت من با عکس بیشتر است تا شعر. چه باید کرد در روزگاری که همه چیز چند کاره ساخته می شود مثل چاقوهای دو دم ؛ یک دم برای بریدن نان و یک دم برای تکه کردن گوشت ! ما هم دمی با شعر و دمی با عکس و دمی با ...

غرض اینکه چند روز پیش مشغول ورق زدن کتابی بودم که به تازگی از نمایشگاه خریده بودم ( البته نه با بن کتاب و کارتهای اداره ارشاداسلامی!) تو مشغول مردنت بودی کتابی است از شعر شاعران مهم به ترجمه ی محمد رضا فرزاد و در مقابل هر صفحه ی شعر عکسی از بهترین عکسها یی  که دیده ایم .   انتخاب عکسها را شهریار توکلی به عهده گرفته. نسبت شعرها و عکسها سوای رابطه ی  معنایی که با وسواس و دقت صورت گرفته دو چیز دیگر هم هست اول اینکه شعرها و عکسها زبانی ساده دارند اگر چه این روزها یکی از مشاغل ِ در حاشیه ی عکاسی ؛ نوشتن تحشیه بر عکسهای واضح عکاسان بزرگ است !ولی واقعاً عکسها احتیاج چندانی به توضیح و حاشیه نویسی ندارند . اگر هم داشته باشند نسبتی که با شعر مقابلشان پیدا می کنند برای توضیح کافی است . نسبت د یگر شعر و عکسها با هم در  چگونگی کشف های مهم ؛اما ساده است . با وجود ترجمه مشخص است که شعرها بیش از آنکه مبتنی بر تئوری های زبانی و آکروباسی های بر آمده ار تئوری های  زبان شناسی باشند، مبتنی بر سادگی ودرعین حال کشف یا شکار موقعیت هستند. برای نمونه برایتان شعری از بوکوفسکی را از این کتاب انتخاب کرده ام  گمان نمی کنم این شعر ساده به هر زبانی نوشته و یا ترجمه شود چیزی جز این باشد که در زبان فارسی می خوانیم ؛ شعری ساده که تنها حاصل دقت و یک لحظه ی خاص از نگاه کردن به پدیده های پیرامونی است و لذت حاصل از آن نتیجه ی همین کشف ساده است.

  کفش ها

وقتی جوونی  

یه جفت

کفش زنونه ی پاشنه بلند

 که واسه خودش

تک و تنها

 توی کمد نشسته

 بد جوری

 حالی به حالی ت می کنه

 

وقتی پیری اما

 اون واسه خودش

 فقط

یه جفت کفشه

که کسی پا توش نکرده

همین.

 

شعر امروز ایران البته بر اساس شتابزدگی یا بد خوانی و غلط خوانی تئوری های امثال ژاک دریدا در اوایل دهه ی هفتاد به راهی دیگر رفته است نگاهی به چند مجموعه شعر پشت سر هم از باباچاهی گواه همین مطلب است لا اقل اینکه بعد از حدود دو دهه از این شعرهای نوشته شده بر اساس  تئوری باید چالشی مجدد یا راهکاری تازه برای برون رفت این مخمصه جست . ظاهراً که راه ساده تر ی را جماعت یافته اند راهی بی درد سر . چرا اصلاً چالش !آنهم شعر بابا چاهی که هر روز بنا به فرصت و شغل شریف کتابسازی در حال جمع کردن یاران جدید و جوان است .شرافت شعر ما زمانی از دست رفت که برای ذکر نامی از هر یک از ما شاعران سعی کردیم به هر طریقی پای پیاده یا  با اتوبوس خود را به کلاس و کارگاه حضرات برسانیم یا با نوشتن مطلبی بی درد سر در مدح استاد جایی برای خود در کتابهای هنوز نوشته نشده ی ایشان باز کنیم غافل از اینکه نسل تازه در راه است ؛ جوان هایی که به قول نیما برق تیزهوشی را در چشم هایشان می شود دید . بار کج را راست خواهند کرد و راه راست را پیدا .به هر حال در هنر آزمون و خطا امری اجتناب ناپذیر است اما شامه ی تیزی هم می خواهد که پس از ازمون، سریعاً خطاها را پیدا و اصلاح کند  ضمن اینکه بنا براصل تجربه ناپذیری هنر  حتا اگر راهی به درست رفته شده باشد پس از چندی راه رفته را ملال پر می کند و در هنر همواره نیاز به جست و جوی تازگی ها احساس می شود

خلاصه اینکه برای تبیین شعر امروز ایران و جهان شاید بیش از آنکه نیازمند  خواندن تئوری های دریدا و فوکو باشیم تا سر مشق هایمان را بر اساسشان بنویسیم ، بهتر است به شعر شاعران جهان سری بزنیم. در مجموعه ی بالا شعرهایی می خوانید از براتیگان، شمبورسکا ، ژاک پرور، الن گینزبر ، ریتسوس، ریموند کارور  و...

                                     سعید آرمات



آخرین مطالب