X
تبلیغات
رایتل

انگارش دیدگان : 79846

گنج ما

قفسه‌ی هنر

پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1388

کسی راز مرا داند

که از این رو به آن رویم بگرداند.

 

                                کتیبه

 

ادبیات زحمت و رنج است خاصه در روزگار ما  با وضعیتی که همه چشم در چشم شاعر می دوزند و به او می گویند که فلانی شعر امروز را مخاطبی جز خود شاعران در کار نیست. واین را هم لابد باید اضافه کنیم به جرم های کرده و ناکرده ی شاعران و اگر هم ملت ، جومونگ را بر خواندن داستان ترجیح میدهد ... به هر حال گردن نویسنده باریک تر از موست ؛ خاصه نویسنده ی ایرانی !.  کتیبه ی اخوان به واقع حکایت ازلی و ابدی ما شاعران است ؛ با بیان استعاری . سنگی اگر هم هست در وضعیت فعلی همه با هم باید از این سو به آن سویش بگردانیم.

 

به زبانی غیر استعاری و صریح انگارش می تواند جایی برای خیلی از ماها باشد . چنان که در آغاز نیّت بر همین بود و ما از سر ناچاری ، تنگی نفس ، کمبود هوا یا به عقیده ی بعضی دوستان از سر شتابزدگی دست به این کار زدیم . به هر حال یکی هم باید از این صخره بالا می رفت و خط پوشیده از خاک و گل را می سترد و می خواند . آن یکی هم...

 

پایان راه ما شاید پایان آدم های شعر کتیبه ی اخوان نباشد ؛ مشتی خسته و رنجور و سر در گریبان با گرهی که در پایان گشوده نشد . رازی شد با هزار و یک تأویل.

 

سزاوار است در سرآغاز شماره ی دوم از همه ی دوستانی که هر یک به نوعی ما را به ادامه ی راه تشویق و تحریض کردند سپاس گزاری کنیم . دعوت نامه ای نداریم واصولاً در کار ما ضرورتی برای آن نیست . فضای ادبیات متعلق به همه ی کسانی است که خود از آغاز دلی خسته داشته اند و بی دعوت فرا خوانده شده اند و خود بیش از هر چیز نیازمند به حضور در جمع هستند و درک حضور دیگری .با کفش های چینی روزگار ما هم که نمی شود همه ی شهر را گشت ؛ برای گرفتن مطلب و شعر اما انتظار از دوستان تا بوده چیز دیگری بوده . در پایان باید تشکر کنیم از احمد کارگران،موسی عامری ، فاطمه و حسن بردال به خاطر فبول همه ی زحمات و همدلی به ادامه ی راه ...



آخرین مطالب