انگارش دیدگان : 79926

گنج ما

قفسه‌ی هنر

پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1388

ساجده کشمیری

1-

باهار خیس با پنج بار جابه جایی در رخت های ابر انداخته

که تلوزیون نمی فهم اید     دوتا چشم کورم   مقابل در مبلمانی نشسته سفید

اینچ ها برابر باز در ته استکان

یقه ات را پاره به گیر

زمان زیر پلکهام می خابید    و تمام می شد وقتی

خاک بودم    زیر درخت    باهارها بوی کرم و گل می داشتم

با توسل به رنگ سرخ دانه ای

از چار راه رسالت به گونه ای گرفته تا سه راه دلگشا

ن ِ اون اون ام    چشم زن

و وقتی حیته ی بدن     وارد مسیر راه های سیگنال    این به آن ور می شوی

 

2-

شب رنج بلند بر بلندی از سرموی باز

 من ام سیا در ساختار با استفاده از یقه و تراکم سینه ای خیس میان دهان

تو بر گیر

زنده در لبه های آب        غرق

در بر گشت خون با گشاد دری چه های سیناپس و ترتماسی نمناک

باد از جدا

ماه از کجا

می خاب ام نداریم


3-

در موهای منی پلا    خابی  ده شده لای سیاهت و تب افتاده

حلقه های جهان و یک انگشت

یک در میان بند پوست

از ریه های تو دم می کشم      فوت می شود هزار جور سه تاره

دور می افتادی که نزدیک

شن زده رنگ لخت پوست       پلاستیک ام

زردی عسر می تابد و سرانگشت آی آبی به لمسی داغ از تن تو تنگ می شکن اد



آخرین مطالب